تبليغاتX
یار خلستانی من / مرسی که همراه منی!

یار خلستانی من / مرسی که همراه منی!

ای "علم عدد" به عهد ماضی
ای دیو  سیاه ، ای  ریاضی !
تا  چند  پی  عذاب  جان ها
بر حیله و جور دست یازی ؟ *
چسبیده به ما تویی چو سقز
بل چون کنه،لا،چو چسب رازی
یا  لیتک  لحظه   و   آنا
هاجرت و کنت فی المفازی! **
لیکن چو توان این ندارم:
با دمب پلنگ و شیر،بازی،

بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله ی کار خویش گیرم***

ای کاش که می شدی به جارو
بسترد نشان و نام،از او
بیمار شدم ز دست این دیو
نبضم بتپد چو نبض میگو !****
سینوس و کسینوس و کتانژانت
فتنه ست و زلازل است و جادو
با مساله هاش دست ما را
بگذاشته  در  غشای  گردو
چون نیست از او گزیر و در من
چون نیست توان جنگ با او،

بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله ی کار خویش گیرم

ای درس سیاه قلب تاریک
گردنم  مقابل  تو  باریک !
زشتی و پلید و دیو سیرت
هر چند که هست ظاهرت شیک
جابر چو تو نیست در مدارس
ظالم چو تو نیست در ممالیک
از جور تو آتشی گرفته ست
برد و گچ و تخته ها و ماژیک
تنها که نمی شود،ولیکن
با چند رفیق خوب و فابریک،

بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله ی کار خویش گیرم


*آخه ریاضی ارزش رعایت قافیه ی خطی رو داره؟!

** من نتونستم حرکه گذاری کنم! خودتون که سواد دارین؟ اون هاجرت آخرش یه فتحه داره،کنت هم  ضمه،لحظه و آنا هم با تنوین فتحه خونده میشه!

***در بعضی نسخه های کلیات سعدی این بیت ذکر شده،ولی سرقتی ادبی بیش نیست!

****تلمیح به سخنان گرانقدر نابغه پزشکی کره ی جنوبی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 11:13  توسط نی نی الدین مهسای تبریزی(س)  |