تبليغاتX
یار خلستانی من / مرسی که همراه منی! - هر معلمی به چه دلیلی به شاگرداش توجه میکنه؟

یار خلستانی من / مرسی که همراه منی!

زنگ... _ آقای ...!

(این آقا را معرفی نمی کنیم چون ممکن است خانوم بچه هایشان اتفاقی از این وبلاگ گذر کنند!)

فرزانه:آقای...؟

... : ها؟!

فرزانه:یه چیزی بپرسم؟(می خواهد بگوید:میشه امروز درس نپرسین؟)

... :نه نپرس!

کمی بعد

من:آقای...؟

...:بله؟!!

من:میشه یه سوال بپرسم؟

... :دو تا سوال بپرس!

 

باز هم زنگ... _ آقای ...!

چند نفر پای تخته هستند و ایشان از آنها سوالاتی می پرسد:

... :...؟(به دلیل جلوگیری از لو رفتن ماده ی درسی و هویت شخص مذکور از نوشتن سوالات معذوریم!)

دختره:نمی دونم...

... :ببینیم نظر شجاعیان چیه؟(پریا خوشگل کلاس ماست!)

پریا:آقا...چی بگم؟

کمی بعد

... : ...؟

اون یکی دختره:اوم...ام...

... :خب شجاعیان نظر تو چیه؟!

کمی بعد!

... :...؟

اون یکی!:آقا این تو کتاب بود؟

... :نه نبود!ببینیم شجاعیان در این مورد چه نظری داره؟!؟!؟!؟!ها؟شجاعیان؟حال نداری؟مریضی؟!(کم مونده بگه:عزیزم آخه چرا مواظب خودت نیستی؟!حیف چشمای به این قشنگی نیس که گود بیفته؟!؟!)

  

 

اوایل سال تحصیلی _زنگ دین و زندگی _ موسوی

من احساس می کنم این معلم دین و زندگی از وقتی که مرا دیده عشق من کورش کرده!هی در چشمهای من نگاه می کند و با آن دندانهای زیبا و دلفریبش!می خندد و در عمق نگاهش بارقه ای از عشق و محبت می درخشد!(نه دیگه این یکی زنه!)به این نمونه توجه کنید:

قرار است موسوی چهار درس را یکجا امتحان بگیرد.هیچکس هیچ چیز نخوانده.ما هم که نمی توانیم تافته ی جدابافته باشیم که!

موسوی وارد کلاس می شود.کمی بعد...بعد از کلی اعتراض و کل کل بچه ها و موسوی:

سحر:ببینین خانوم...حجم این درسا خیلی زیاده ...نتونستیم بخونیم...لطفا امروز امتحان نگیرین!(چاخان می کنه.هیچ کدوممون عشقمون نکشیده کتابو باز کنیم!)

موسوی(عصبی!):تهنیت بهونه نیار...اینا همش بهونه س...کلاس شما همیشه اینجوریه...نمی خونین هیچوقت...میاین تو کلاس می گین نخوندیم و نشد!نخیر میشه خودتون نمی خواین(و کلی عصبانی می شود!)

ما دستمان را بلند می کنیم

موسوی(خیلی ملایم):بگو امجدی!

من:خانوم...معذرت می خواما...ولی ببینین این درسا حجمشون زیاده از اون طرف ما خیلی کم وقت داریم...فرصت نشد بخونیم.امروز اگه میشه امتحان نگیرین!

موسوی(آرام و مهربان!):باشه گروهی بشینین آیاتو ترجمه کنین!

 

محبوب ترین فرد مدرسه از نظر اون آقاهه!:
سارا با این مشخصات:موهای نسبتا بور،کمر باریک،لبهای خوشرنگ قلوه ای،کمر باریک(به دلیل اهمیت تکرار می شود!)،یک عالمه ناز و ادا موقع راه رفتن(البته غیرارادی!)،کمر باریک!،صدای بسیار جذاب(آقایان دهانشان آب افتاد؟!شرمنده ایشان نامزد دارند!)...این فرد،تنها دختری است که آقاهه!به اسم کوچک صدایش می کند!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 18:0  توسط نی نی الدین مهسای تبریزی(س)  |